|
|
آهنگ بسيار زيباي مهدي بيا ![]()
بهمين مناسبت آهنگ زيباي «مهدي بيا» که بصورت سود است را برای دانلود گذاشته ام. حتما دانلود کنید. http://quran1.my2gig.com/download/Mahdi%20bia.zip پسور فايل:www.p30-download.ir طرح ختم همزمان هزاران غنچه صلوات ![]() سومين مرحله از طرح ختم هزاران غنچه صلوات با عنوان «يادهاي انتظار» به نيت تعجيل در ظهور و سلامتي آقا امام زمان(عج) و شادي روح جميع ارواح در روز مبارك و ميمون نيمه شعبان، همزمان با سالروز ولادت تاريخي حضرت عصر(عج) برگزار مي شود. علاقه مندان براي شركت در اين طرح و برخورداري از اجر معنوي،مي توانند تعداد صلواتهايي را كه قصد دارند بفرستند،در بخش نظرات ثبت كنند.
محدوديت تعداد صلواتها: محدوديت ندارد. تاريخ: 27/05/1386 هـ.ش، مطابق 15/شعبان/1429 هـ.ق و 17/08/ 2008 ميلادي. زمان: از اذان صبح تا اذان مغرب.
همچنين دوستان خود را هم از اين طرح آگاه كنيد تا شما هم در ثواب اين كار سهيم باشيد. مادر حضرت مهدي(عج)(قسمت پنجم) ![]() جریان مسلمان شدن مادر گرامی حضرت مهدی و ازدواج او با امام حسن عسگری(قسمت پنجم) توجه: اگر قسمتهای قبلی این مطالب را تا به حال نخوانده اید می توانید با کلیک بر روی دوران کودکی از بخش موضوعات چهار قسمت قبلی را همراه با این قسمت مطالعه کنید. قسمت پنجم: ...چون اين كلمات طيبه را تلفظ كردم حضرت سيدة النساء مرا مورد لطف و عنايت خويش قرار داده و فرمودند: دلخوش دار كه بزودي به ديدار ابي محمد موفق شوي و من همچنان آن كلمات طيبه را ميگفتم كه از خواب بيدار شدم، بيشتر شوق ديدار او مرا به گريه انداخت. باز خواب مرا فرا گرفت، بار ديگر حضرت امام حسن عسگري(ع) را در عالم رؤيا ديدم در حالي كه از گذشته شكوه مينمودم و خطاب به آن بزرگوار عرضه داشتم كه اي محبوب من! شما كه دلم را به محبت خويش فريفتي و اسير خود گردانيدي حال چرا جفا ميكنيد؟ امام حسن عسگري فرمودند: تأخير من از ديدار، شرك تو بود و اينكه تو در آيين مسيحيت بودي اكنون كه مسلمان شدهاي هر شب به ملاقات تو ميآيم تا روزي كه حق تعالي فراق ما را مبدل به وصال گرداند، بدين ترتيب شبي نبود كه وجود نازنينش را به خواب نبينم تا اينكه ابي محمد در شبي از شبها به من فرمود: جد تو بزودي لشگري به جنگ مسلمانان خواهد فرستاد و خود نيز فرماندهي لشگر را به عهده خواهد گرفت و ما هم از تو ميخواهيم با لباس خدمتكاران به همراه عده اي از كنيزان از فلان راه به آنان ملحق شده و از پي جد خود روانه شوي و از فلان راه رفته تا ما به تو برسيم؛ پس چنان كردم كه دستور فرموده بودند كه ناگاه طليعه لشگر مسلمانان به ما برخوردند و ما را اسير كرده و آخر كار من اين بود كه بعنوان غنيمت نصيب برده فروش پيري به نام «عمر بن زيد» شدم كه او نام مرا پرسيد و من گفتم: نام من نرجس1 است و او گفت: اين نام كه نام كنيزان است! من به صحبت ادامه نداده كه يكدفعه متوجه شدم كشتي ما بركناره پل فرات پهلو گرفت، درحالي كه غم، ضعف و اضطراب مرا در برگرفته بود و من نيز در گوشهاي از كشتي، انتظار قاصد را ميكشيدم تا بيايد و مرا كه در قفس سرنوشت اسير بودم آزاد كند، بالاخره انتظار به پايان رسيد و بعد از مدتها چشم انتظاري، صداي مردي را شنيدم كه به برده فروش ميگفت: آيا به جز اين كنيزان،كنيز ديگري هم داري؟ ... ادامه دارد... مطالب مرتبط: __________________________________ 1- در آن ايام نام نرجس از نامهاي رايج در ميان كنيزان بود. آيين هندويي(قسمت دوم) ![]() اديان در آخرالزمان آيين هندويي(قسمت دوم) شاكموني كه از اعظم كفرهي هند است در كتاب مذهبي خود ميگويد: «پادشاهي دولت دنيا به فرزند سيد خلابق دو جهان«كشن»1 تمام شده و او كسي باشد كه بر كوههاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان كاركنان او باشند و جن و انس در خدمت او در آيند، دين خدا يك دين شودو دين خدا زنده گردد و نام او ايستاده و خداشناس باشد.»2 در كتاب «باسك» كه از كتابهاي آسماني هندويان به شمار مي رود چنين نقل شده است: «دور دنيا به پادشاهي عادلي در آخرالزمان تمام شود كه پيشواي ملائكه و پريان و آدميان باشد، حق و راستي با او همراه است و آنچه در درياها،زمينها و كوهها پنهان شده باشد همه را بدست ميآورد و از آسمانها و زمين آنچه باشد خبر دهد و از او كسي بزرگتر به دنيا نيايد.»3 در كتاب «پاتيكل» كه از بزرگان هندويان و به زعم آنان صاحب كتاب آسماني است راجع به دولت با سعادت نجات دهنده در آخرالزمان اينگونه روايت شده است: «چون مدت روز تمام شود و دنياي كهنه، نو و زنده گردد، صاحب مُلك تازه از فرزندان دو پيشواي جهان يكي ناموس آخرالزمان4 و ديگري صديق اكبر پيدا شود، يعني وصي بزرگتر وي كه پشن5 نام دارد و نام آن صاحب مُلك تازه، راهنماست6 به حق پادشاه شود و خليفه رأم7 باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار است،هركه پناه به او برد و دين پدران او اختيار كند در نزد رأم سرخ روي باشد و دولت او بسيار كشيده شود و عمر او از فرزندان ناموس اكبر زياد باشد و آخر دنيا به او تمام شود.»8 در كتاب «ديد» كه نزد هندويان از كتب آسماني محسوب ميشود، نقل شده است: «پس از خرابي دنيا، پادشاهي در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواي خلايق باشد و نام او منصور است و تمام عالم را بگيرد و به دين خود در آورد و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد و هر چه از خدا خواهد برآيد.»9 در كتاب «وشن جوك» نيز نقل شده است: «سرانجام زمين به كسي برگردد كه خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته است.»10 پايان مطالب مرتبط: ______________________________________ 1- كشن به لغت هندي نام پيامبر اسلام است كه در بشارت فوق فرزند برومندش را به نام ايستاده و خداشناس ناميدهاند چنانكه شيعيان او را «قائم» ميخوانند. 2- اديان و مهدويت، ص18. 3- همان، ص19. 4- مقصود از ناموس آخرالزمان، ناموس اعظم حضرت محمد(ص) است. 5- پشن نام هندي حضرت علي بن ابيطالب (ع) است. 6- راهنما نام حضرت مهدي(عج) است. 7- رأم به لغت سانسكريتي به نام خداي سبحان است. 8- اديان و مهدويت، ص19. 9- بشارات عهدين، ص245. 10- همان، ص242. شباهت به حضرت خاتم الانبيا(ص) ![]() شباهت حضرت مهدي(عج) به پيامبران: شباهت به حضرت خاتم الانبيا(ص) حضرت رسول اكرم در اينباره چنين فرمودهاند: «مهدي قائم از فرزندان من است، اسم او اسم من و كنيه اش كنيه من، از نظر خَلق و خُلق شبيه ترين مردم به من است... .»1 آن حضرت در احاديث ديگر چنين فرمودهاند: «اول ما محمد و آخر ما محمد و وسط ما محمد است و همه ما محمديم! پس ميان ما فرق نگذاريد.»2 « تا دوازده تن از قريش هستند،اين دين پا برجاست، هنگامي كه زمين از آنان خالي شود زمين ساكنان خود را در كامش فرو ميبرد.»3 «سلام بر آقاي ما رسول خدا محمد بن عبدالله و بر آل پاكيزه او! سلام بر اميرمؤمنان علي بن لبطالب و رحمت و بركات او(خدا) بر ايشان باد و بر مجالس و جايگاههاي حضور او و مقام حكمتش و آثار پدرانش آدم، نوح، ابراهيم و اسماعيل... .»4 پروردگارا! درود و تحيت فرستبر محمد و آل محمد و طبق وعدهات آخرين حجت از اين خاندان شريف را با مواريث حضرات انبيا(ع) نصرت بخش و او را به حكومت در جهان آفرينش گرامي بدار و خروجش را آسان نما،به درستي كه تو شنواي اجابت كننده هستي به اميد رحمتت اي مهربانترين مهربانان. پايان. مطالب مرتبط: ______________________________________ 1- بحارالانوار، ج51، ص72. 2- همان، ج26، ص1. 3- الزام الناصب، ص78. 4- همان، ج100، ص409،ح67. دومين دوره ختم همزمان هزاران غنچه صلوات ![]() بمناسبت مبعث رسول گرامي اسلام، حضرت خاتم الانبيا(ص)، دومين دوره طرح ختم همزمان هزاران غنچه صلوات با نام«غنچه هاي انتظار» به نيت ظهور هرچه زودتر آقا امام زمان(عج) و شادي روح تمامي از دست رفتگان برگزار مي شود.
تاريخ برگزاري اين دوره از اذان صبح تا اذان مغربِ روز چهارشنبه 9/05/87 شمسي مطابق 27 رجب 1429 قمري و 30/07/2008 ميلادي همزمان با سالروز مبعث حضرت رسول اكرم(ص)، مي باشد. علاقه مندان براي شركت در اين طرح و همچنين برخورداري از اجر معنوي مي توانند در قسمت نظرات، نام و نام خانوادگي و همچنين تعداد صلواتهايي را كه قصد دارند هديه كنند، اعلام نمايند.
دوستان خود را هم از اين طرح با خبر سازيد تا شما هم در ثواب اين كار سهيم باشيد. تاريخ و زمان دوره سوم اين طرح در پست هاي آينده اعلام خواهد شد. آيين هندويي(قسمت اول) ![]() اديان در آخرالزمان آيين هندويي(قسمت اول) آيين هندويي در حدود 1500 سال قبل از ميلاد حضرت مسيح(ع) بنياد نهاده شد، در هندوستان اديان و مذاهب مختلف نيز رواج دارد كه مهمترين آنها دين هندويي است،مذهب هندويي از بدو ظهور تا كنون تحولات گوناگوني را پشت سر گذاشته و اين مذهب مجموعه اي از افكار،اساطير، دستورات و افسانههاست، همچنين هندوها به الهه و خدايان مختلف معتقدند و اعتقاد به تناسخ نيز از اصول و مبادي هندوئيسم ميباشد.1 مرويست: احترام به موجودات زنده، بالاخص گاو از اصول دين هندو است2در دين هندويي، فرقه هاي متعددي وجود دارند از جمله: دو فرقه اصلي خداياني چون «ويشنو» خداي خالق و «شيوا» خداي منهدم كننده را ميپرستند و حداقل 59 فرقه فرعي نيز نوعي خداي شخصي را ستايش ميكنند و بت پرستي در سرتاسر هند به اشكال مختلف وجود دارد و در حال حاضر زبان رسمي در اين كشور زبان هندي است و 106 زبان مختلف نيز در اين كشور رايج ميباشد. در آيين هندو از نجات دهنده و موعودي به نام آواتارا سخن به ميان آمده و در منابع هندوها در كتاب اوپانيشاد3 مطرح شده است: مرويست:«مظهر ويشنو(مظهر دهم) در انقضاي كلي يا عصر آهن سوار بر اسب سفيد ظاهر ميشود،در حالي كه شمشير برهنه درخشاني به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد و شريران را تماماً هلاك مي سازد و خلقت را از نو تجديد و پاكي را رجعت خواهد داد،اين مظهر دهم در انقضاي عالم ظهور خواهد كرد.»4 ادامه دارد... لينك مطالب قبلي: _____________________________________ 1- اديان و مذاهب جهان، ج2، ص1114. 2- آشنايي با اديان بزرگ، ص32. 3- كتاب اوپانيشاد، ص737. 4- معارف اسلامي در جهان معاصر، ص245. شباهت به حضرت خضر(ع) ![]() شباهت حضرت مهدي به پيامبران شباهت به حضرت خضر(ع) خداوند متعال عمر حضرت خضر را طولاني كرده است، آقا امام زمان نيز عمرش طولاني است و حكمت اين كه عمر حضرت خضر طولاني شده دليلي بر طول عمر آن بزرگوار است. «اما بنده صالح! حضرت خضر كه خداي تبارك و تعالي به او عمر طولاني داده است، براي اين نيست كه در آينده به پيامبري برگزيده شود، يا كتابي بر او نازل گردد، يا شريعتي براي او تشريع شود تا بوسيله آن، اديان پيشين نسخ گردد يا رهبري امتي به او عطا شد و اطاعتش واجب گردد، بلكه فقط براي اين است كه در علم ازلي خداي تبارك و تعالي مقدر بود كه عمر قائم ما در زمان غيبت بسيار طولاني را انكار خواهند نمود، خدايش او را عمر بسيار طولاني داد، بدون اينكه سبب ديگري داشته باشد، بلكه فقط براي اينكه با عمر طولاني حضرت قائم استدلال گردد و بدين وسيله حجت بر دشمنان لجوج تمام شود تا مردمان را در پيشگاه خدا حجتي نباشد.»1 همچنين از امام رضا(ع) روايت شده كه فرمودند: «حضرت خضر از آب حيات آشاميد، پس او زنده است و نمي ميرد تا در صور دميده شود، البته او نزد ما مي آيد و بر ما سلام مي كند، صدايش شنيده مي شود ولي خودش دميده نمي شود و او هر جا كه نامش به ميان آيدحاضر مي شود، پس هر كه از شما از او ياد كرد بر او سلام كند،او هر سال در مراسم حج حاضر است، تمام مناسك را انجام مي دهد و در عرفه توقف مي كند، بر دعاي مؤمنان آمين مي گويد، خداوند وحشت قائم ما را در هنگام غيبتش با او به انس مبدل مي سازد و تنهايي اش را با او بر طرف مينمايد.»2 «نام حضرت خضر، بلياست3 علت اين كه خضر ناميده شده اين است كه بر چوب خشكي نمي نشست مگر اينكه سبز مي شد و نيز گفته شده هرگاه نماز مي گذاشت اطرافش سبز مي شد و گفته اند: براي اين كه او در سرزمين سفيدي بودكه به يكباره تكان خورده و سبز شد.»4 همچنين روايت شده است: «حضرت قائم نيز از هر سرزميني بگذرد سبز و پرگياه مي شود و آب از آنجا ميجوشد و چون از آنجا برود آب هم فرو ميرود و زمين به حال خود بر مي گردد.»5 پايان. مطالب مرتبط: ___________________________ 1- بحار الانوار، ج51،ص41، ح24. 2- همان، ج13، ص299،ح17. 3- همان،ص283، ح1. 4- كمال الدين، ج2، ص391. 5- نجم الثاقب،ص84.
|
|