تبليغاتX
در انتظار مهدی

                                   "هر فريب خورده اي در خور عتاب نيست."     "هر که پي آرزويش بشتابد به اجل از پاي در آيد."     "تا درد همراه توست تو نيز با او مدارا نما."     "مال، سرمايه شهوات است."     "قناعت ثروتي است که پايان نمي پذيرد."     "عيب تو پوشيده است تا وقتي که بخت تو را مساعدت کند."     "نيکوکار از کار نيکويش بهتر، و بد کار از کار بدش بدتر است."     "بخشنده باش نه اسرافکار، و ميانه رو باش نه سخت گير."     "پاکدامني زيور فقر، و شُکر زيور توانگري است."     "نرسيدن به حاجت آسان تر از خواستن آن به نا اهلان است."     "بهترين معرفت براي انسان، خود شناسي است."     "از دست رفتن دوستان به منزله غربت است."     "ارزش هر مرد کاري است که نيکو انجام مي دهد."     "نفس هاي آدمي گام هاي او به سوي مرگ است."     "کوتاهي سخن نشانه کمال خردست."     "اگر آنچه خواستي نشد، با آن حال که هستي بساز."     "از دست دادن فرصت اندوه است."     "رزق و روزي به مقدار هزينه هرکس برسد."







آیین یهودی (قسمت دوم) 

حضرت مهدی در ادیان مختلف:

آیین یهودی (قسمت دوم)

در کتب عهد عتیق بشارت به روزی داده شده است که بشر به ایده ها و آرمان های خود خواهد رسید از جمله می خوانیم:

«... آنچه یهود بر آن اتفاق دارند خروج شخصی در آخر زمان است که کوکب جهان افروز می باشد که روی زمین را به نور رب کریم روشن گرداند ... و یهودیان به انتظار او زمان می گذارند.»1

در همین رابطه اشعیای نبی2 در تورات به دورانی اشاره کرده است که در آن صلح و آرامش حکمفرما خواهد بود از جمله در چند باب می خوانیم:

«نهالی از تنه یسّی بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت تا روح خدا بر او قرار گیرد و مسکینان را به عدالت داوری کند و مظلومان زمین را به راستی حکم راند و گرگ با بره سکونت کرده و پلنگ با بزغاله خوابد و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند، پس در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی دیده نشود؛ زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خوهد شد.»3

مرویست: «حضرت داوود و حضرت سلیمان (ع) فرزندان پسری یسی هستند، حضرت عیسی بن مریم (ع) نواده دختری یسی و حضرت مهدی (عج) نیز از جانب مادرش ملیکا از نواده دختری یسی محسوب می شود.»4

در کتاب زبور حضرت داوود، نجات دهنده با عنوان ملک زاده معرفی شده است از جمله:

«ای خدا! شرع و احکام خود را به ملک و عدالت خود را به ملک زاده عطا فرما تا اینکه قوم تو را به عدالت و فقرای تو را به انصاف حکم فرماید... از دریا تا به دریا و از نهر تا به اقصی نقاط زمین سلطنت خواهد نمود، صحرانشینان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاک را خواهند بوسید... بلکه تمامی ملوک به او کرنش خواهند نمود و تمامی امم او را بندگی خواهند کرد... اسم ذوالجلال او تا ابد مبارک باد و تمامی زمین از جلالش پر شود.»5

«مسکینان را به عدالت داوری کند، داد مظلومان را از ظالمان بگیرد و شریران را براندازد و کمربندی از عدالت به میان بندد و با ظهور وی ستم از گیتی رخت بربندد و او علم برافراشته و قوم پراکنده و پریشان و سرگردان بنی اسرائیل را از آشور، مصر، پتروس، عیلام، شنعار، حمات و از جزایر دیگر در یک نقطه از عالم گرد آورد و در زیر یک بیرق جمع کند.»6

ادامه دارد... .

مطالب مرتبط: http://dimahdi.blogfa.com/cat-6.aspx

__________________________

1- ترجمةالملل و النحل، ج1، ص312.

2- اشعیای نبی، فصل 11، بند های1- 10.

3- همان.

4- نگاه تحلیلی به حضرت مهدی، ص 94-22.

5- بشارات عهدین، ص 248.

6- همان، باب 11.

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: جمعه 1388/06/20   با موضوع: حضرت مهدی در ادیان مختلف   |  

حکمت غیبت (قسمت چهارم) 

حکمت غیبت (قسمت چهارم)

 

امام جواد (ع) می فرماید:

«امام بعد از من! پسرم (امام هادی) است که امر او، امر من و گفته او، گفته من و اطاعت او، اطاعت من است و امام بعد از او پسرش حسن (عسکری) است که امر او، امر پدرش، گفته او، ‌گفته پدرش و اطاعت او، ا‌طاعت پدرش می باشد.

(مرویست: امام جواد سکوت کردند) عرضه شد: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن کیست؟ او (امام جواد) به شدت گریست و فرمود: بعد از حسن، قائم به حق و منتَظَر است.

گفته شد: چرا به او (قائم) گفته می شود؟

فرمود: زیرا او بعد از آن که یادش از بین می رود، قیام می کند و پس از آنکه بیشتر قائلان به امامتش از اعتقاد خودبازگردند او ظهور می کند.

گفته شد: چرا به او منتَظَر گویند؟

فرمود: زیرا برای او غیبتی طولانی هست که مومنان مخلص ظهور او را انتظار می کشند و صاحبان شک او را انکار می کنند و منکران نام و یاد او را مسخره می نمایند (بدانید) هر کس وقت تعیین کند دروغ می گوید، هرکس شتاب کند هلاک می شود، هرکس تسلیم اراده خدا شود نجات می یابد.»1

در حدیث دیگر نقل شده است:

«در قائم ما شش نشانه از شش پیامبر است:

نشانه ای از حضرت نوح،‌ نشانه ای از حضرت ابراهیم، نشانه ای از حضرت موسی،‌نشانه ای از حضرت عیسی، نشانه ای از حضرت ایوب و نشانه ای از حضرت محمد(ص).

نشانه اش از حضرت نوح، ‌طول عمر اوست.

نشانه اش از حضرت ابراهیم، ‌تولد پنهان و گوشه گیری او از مردمان است.

نشانه اش از حضرت موسی،‌ مخفی بودن ولادت و غیبت اوست.

نشانه اش از حضرت عیسی،‌ اختلاف مردم در حق اوست.

نشانه اش از حضرت ایوب، ‌فرج بعد از شدتو گشایش بعد از گرفتاری است.

اما نشانه اش از حضرت محمد، ‌خروج او با شمشیر است.»2

ادامه دارد... .

مطالب مرتبط: http://dimahdi.blogfa.com/cat-20.aspx

____________________________

1- منتخب الاثر، ص 223. بحارالانوار،‌ج 53، ص 30، ح 4.

2- بحارالانوار، ج 51، ص 217، ح 4.

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: چهارشنبه 1388/06/18   با موضوع: شباهت امام زمان با پیامبران   |  

امام زمان (ع) صاحب شب قدر 

امام زمان (ع) صاحب شب قدر

چنانكه از آیات سوره قدر بر می‌آید، در هر سال شبی است كه ارزش و قدر و فضیلت آن از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان به همراه بزرگ خویش (روح) فرود می‌آیند و هر امر، فرمان و تقدیری را كه از سوی خدا معین شده است، به نزد ولی مطلق زمان می‌آورند و به او تسلیم می‌كنند. این واقعیت همواره بوده است و خواهد بود. این شب در روزگار پیامبر اكرم(ص) بوده است و پس از ایشان نیز این شب صاحبانی دارد.1

امام جواد(ع) در بیان حقایق شب قدر فرموده‌اند:

«خداوند متعال شب قدر را در ابتدای آفرینش دنیا آفرید همچنین در آن شب نخستین پیامبر و نخستین وحی را آفرید. در قضای الهی چنان گذشت كه در هر سال شبی باشد كه در آن شب تفصیل امور و مقدرات یك سال فرود آید. بی‌شك پیامبران با شب قدر در ارتباط بوده‌اند و پس از ایشان نیز باید «حجت خدا» وجود داشته باشد؛ زیرا زمین از نخستین روز خلقت خود تا لحظه فنای آن بی‌حجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر مقدرات را به نزد آن كس كه بخواهد (وصی و حجت) ‌فرو می‌فرستد. به خدا سوگند روح و ملائكه در شب قدر بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند، و حضرت آدم درنگذشت مگر این كه برای خود وصی و جانشین تعیین كرد. بر هر یك از پیامبرانی كه بعد از آدم آمدند نیز در شب قدر امر خداوند نازل می‌شد و هر پیامبری این مرتبت را به وصی خویش می‌سپرد.»2

 

قرآن در شب قدر

قرآن یك بار در شب قدر بر قلب پیامبر(ص) نازل شد و بار دیگر در طول بیست و سه سال بر زبان او جاری شد. پس از گذشت سال‌ها از آن ایام در دوران ما نیز هر سال در شب قدر تفسیر آیات مربوط به یك سال بر حضرت صاحب‌الامر(ع) نازل می‌شود. یعنی در آن شب تفصیل مجملات قرآن و تأویل متشابهات آن و قیود اطلاقات و تمییز محكم از متشابه آن بر امام وقت نازل می‌گردد.

بنابراین می‌فرمایند:«اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نیز بر می‌دارند.»3

پس اگر شب قدر نباشد، احكامی از قرآن كه درباره قضایای جدید است نازل نخواهد شد. این عدل نزول بی‌تردید معلولِ نبودن شخصی است كه احكام بر او فرود آید. اگر چنین شخصی وجود نداشته باشد قرآنی نیز نخواهد بود؛ زیرا قرآن و صاحب‌الامر هم‌گام و همراهند و از هم جدا نمی‌شوند تا در حوض كوثر بر پیامبر اكرم(ص) وارد شوند.

امام جواد(ع) در تعلیمی گران‌قدر و معرفت‌آمیز می‌فرمایند:

«ای پیروان تشیّع با مخالفان امامت به سوره «انّا انزلناه» استدلال كنید تا پیروز شوید. به خدا سوگند این سوره پس از درگذشت پیامبر(ص)، حجت خدای متعال بر خلق است. این سوره نقطه اوج دین شماست. این سوره نشانه ابعاد علم ماست.

شیعیان! همچنین به سوره «حم دخان»‌كه در آن آیه «انّا انزلناه فی لیله مباركه» آمده، استدلال كنید! این سوره (و این مقام) پس از رسول‌الله(ص) مخصوص ولی امر (حجت خدا) در هر زمان است.»4

بنابر این روایات، تا جهان هست شب قدر هست و تا شب قدر هم هست حجت خدا هست كه صاحب شب قدر و حامل علم قرآن است.

در شب‌های قدر چقدر آن خیمه دیدنی است و آن مظهر جمال و جمیل زیارت كردنی، و آن محدوده و فضا كه پیوسته جای آمد و شد فرشتگان است تماشایی.

به درستی كه مردم در آن شب به نماز و دعا و سؤال اشتغال دارند ولی صاحب این امر(ع) در كار دیگری است. فرشتگان بر او نازل می‌شوند و امور سال را بر او عرضه می‌دارند، از غروب خورشید تا طلوع آن. پیوسته برای او در آن شب تا طلوع فجر سلام است. چه شود كه مطلع الفجر سوره قدر كه فرج آن بزرگوار است فرا رسد و چنین نویدی گوش دل را صفا بخشد.

منبع: پایگاه حوزه، تبیان

______________________________

1. كلینی، اصول كافی، كتاب الحجه.

2. همان، ج1، ص366.

3. تفسیر نور الثقلین، ج5، ص62.

4. كلینی، همان.

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: سه شنبه 1388/06/17   با موضوع: عمومی   |  

و ما ادراک ما لیلة القدر! 

 

 

سلام هی حتی مطلع الفجر!

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: سه شنبه 1388/06/17   با موضوع: عمومی   |  

فرقه بابیه (قسمت پنجم) 

فرقه بابیه (قسمت پنجم)

سید میرزا ادعای ارتباط با حضرت مهدی را داشت و می گفت: از جانب حضرت مهدی مأمور به ارشاد مردم شده است مبنی بر این که: او رکن رابع، وکیل و نایب خاص امام زمان است گروهی در حدود هجده نفر در پی دعاوی سید میرزا به او گرویدند و سید میرزا آنان را (حروف حی) نامید که به حساب ابجد هجده می باشد همانان که برای سید میزرا تبلیغ می کردند. در چنین شرایطی سید میرزا  هم جهت تبلیغ به مکه و سپس بوشهر سفر کرد و دعوت خود را آشکارا مطرح نمود در همین رابطه برخی از شاگردان سید کاظم رشتی که از تابعان سید میرزا بودند نیز در نقاط دیگر به تبلیغ ادعا های وی پرداختند تا آنجا که عده ای به دور سید میرزا جمع شده و به او گرویدند و چون عده ای از عالمان شیخیه و عده ای از سادات دور او را گرفته بودند همین امر باعث شد که مردمان بیشتر دچار اشتباه شوند از طرفی زنی به نام زرین تاج1، همسر و دو فرزندش را رها کرده و به دنبال سید میرزا راه افتاد و برای وی تبلیغ کرد؛ زیرا سید میرزا خود را باب مهدی معرفی کرده بود به همین دلیل به باب الدین ملقب شد، بعد از مدتی او مدعی شد که دارای شخصیت الهی است و لقب باب را به یکی از پیروانش بخشید و عده ای از ایشان را به اطراف فرستاد تا تبلیغ کنند و خود نیز بعد از تفسیر سوره های کوثر و یوسف، مدتی نگذشته بود که مدعی شد بلاتشبیه خود مهدی می باشد که روح لطیف و روحانی حضرت مهدی موعود بلاتشبیه در جسم مادی سید میرزا حلول نموده است، سید میرزا می دانست ظهور حضرت مهدی (عج) از مکه خواهد بود و یاران حضرت با پرچم های سیاه از خراسان خروج خواهند کرد به همین دلیل از ملا حسین بشرویه خواست به خراسان رفته تا با عده ای که پرچم سیاه به دست دارند وارد مکه شوند و خود او هم به مکه رود تا خروج خود را علناً اعلام نماید در واقع سید میرزا می خواست طوری عمل کند که وضع او با روایات منطبق باشد و اذهان عمومی برای پذیرش دعوتش مهیا گردد او نیز به پیروانش دستور داد شیراز را ترک کرده به سوی عتبات بشتابند و در انتظار او باشند... .

ادامه دارد... .

مطالب مرتبط: http://dimahdi.blogfa.com/cat-19.aspx

_____________________________

1- زرین تاج دختر ملاصالح برغانی قزوینی بود. زنی زیبا، تحصیل کرده و شاعر که بابی ها او را طاهره نامیده و سپس به او لقب قرة العین دادند.

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: سه شنبه 1388/06/17   با موضوع: فرقه بابیه   |  

اتاق گفتگوی مهدویت در ال فور آی مسنجر 

در راستای خدمت به حضرت ولی عصر (عج) گروهی از وبلاگ نویسان منتظر در صدد برآمدند تا به وسیله ارتباط مستقیم با دوستداران اهل بیت (ع) با پاسخ به سوالات آنان به صورت مستقیم و رفع بخشی از نادانسته ها پیرامون حضرت ولی عصر(عج) و مذهب حق تشیع مناسبات تعجیل در ظهور آن امام غایب از نظر را فراهم آورند.

به همین منظور اتاق گفتگویی تحت عنوان منتظران در ال فور مسنجر بزرگترین سیستم مسنجر ایرانیان که به صورت فارسی می باشد تدارک دیده شده است.

این گروه از شما در خواست می کند تا با حضور خودتان در اتاق گفتگو به یاری آن حضرت برخاسته و اسباب شادی دل نازنین ایشان را فراهم آورید.

برای حضور در اتاق باید نرم افزار ال فور مسنجر را از لینک زیر دانلود و در سیستم خود نصب کنید و با ثبت نام در سایت نرم افزار که از طریق خود نرم افزار قابل دسترسی است یک شناسه کاربری برای خود ایجاد کنید.

این اتاق با عنوان منتظران از روز یکشنبه  ۱۵ / ۶ / ۱۳۸۸ هر روز از ساعت ۲۱ الی ۲۳ منتظر حضور شماست و با برنامه های غنی آماده خدمت رسانی به شیعیان امام زمان (عج) می باشد.

 

دانلود نرم افزار L4i Messenger!

 

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: دوشنبه 1388/06/16   با موضوع: عمومی   |  

ضرورت وجود امام(قسمت دوم) 

ضرورت وجود امام(قسمت دوم)

امام موسی کاظم(ع) از پدر گرامی اش امام جعفر صادق (ع) چنین نقل می کند:

«... به معرفت و عبادت ما نسبت به خدا، خدای عزیز و جلیل عبادت می شود . اگر ما نبودیم عبادت خدا نمی شد.»1

در واقع معتقدان به قرآن و عترت می دانند، زمین را یارای آن نیست که لحظه ای بدون حجت الهی بر نظم جاری استوار باشد که اگر پای حجت بر حق خدا از آن برداشته شود همگان را به کام خود فرو خواهد برد.

در همین رابطه حضرت رسول اکرم(ص) در حضور اصحاب، خطاب به حضرت امیر مؤمنان(ع) فرمودند:

«خلفا و اوصیای من و حجت های خدا بر مردمان ، بعد از من دوازده نفرند که اول آنان علی و آخر آنان مهدی است.»2

«معترفان به حق آنان (دوازده امام) مؤمن و منکران حق آنان کافرند.»3

حضرت رسول اکرم(ص) در این باره خطاب به جابر بن عبدالله انصاری(قُدِّسُ سِرُّه) چنین فرمودند:

«این امر، از امور خدا و رازی از اسرار الهی است، حکمت آن از بندگان پوشیده است، هرگز در این باره شک و تردید به خود راه مده، که شک در امر الهی کفر است.»4

گویند: جابر بن عبدالله روزی محضر حضرت زهرا(س) شرفیاب شدند، در برابر آن حضرت لوحی را مشاهده کرد که در آن اسامی شریفۀ امامان از نسل آن حضرت نوشته شده بود، جابر می گوید: من آنان را شمردم دوازده تن بودند که آخرین آنان حضرت «قائم» بود و متوجه شدم که این امر از حتمیات است، از جمله مطالبی که جابر در آن لوح خوانده بود، این است:

«خدای تبارک و تعالی فرمود: ای محمد! به تو کسی را عطا کردم (علی) که یازده راهنما از نسل او خارج خواهد شد، همگی از نسل تو و از زهرای بتول است، آخرین آنان مردی است که به دست او از هلاکت نجات می بخشم و به وسیله او از گمراهی هدایت می نمایم و به دست او کور را بینا و بیمار را شفا می دهم و زمین را به وسیله او از دشمنان پاک می سازم، شرق و غرب جهان را به او می سپارم، باد ها را به تسخیر او در آورده، ابر ها را زیر پای او قرار می دهم، برترین ابزار ها را در اختیار او گذاشته، با سپاه خود او را یاری نموده، با فرشتگانم او را تأیید می نمایم، تا دعوت مرا آشکار سازد و همه مخلوقات را بر توحید من گرد آورد.»5

ادامه دارد... .

مطالب مرتبط:  http://dimahdi.blogfa.com/cat-21.aspx

________________________________

1- اصول کافی، ج 1، ص 193.

2- ینابیع الموده، ج 3، ص 108.

3- الزام الناصب، ص 64.

4- اعلام الوری، ص 399.

5- بحارالانوار، ج 51، ص 77.

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: یکشنبه 1388/06/15   با موضوع: ضرورت وجود امام   |  

تمام حقوق مطالب این وبلاگ متعلق به وبلاگ در انتظار مهدی(عج) می باشد.

هر گونه استفاده از مطالب این وبلاگ تنها درصورت ذکر منبع مجاز می باشد.